چه بودیم و چه شدیم؟

چه بودیم و چه شدیم؟

مهندس افتخارزاده در برنامه سفید عنوان کرد: چه بودیم و چه شدیم؟ سفید ویژه معماری...
روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع

روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع

در سفید معماری عنوان شد روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع... سفید چهاردهم اسفند ماه...
رضایت از کیفیت زندگی  در آشفتگی و نابسامانی امروز

رضایت از کیفیت زندگی در آشفتگی و نابسامانی امروز

بررسی کیفیت زندگی انسان و مقررات معماری در برنامه سفید- ویژه معماری رضایت از کیفیت...

نگاهي به ديدگاه معماري شهيد آويني در فيلمسازي

شهید معمار در شهرهای امروز

نقاشی های بزرگ که بر دیوارهای شهرمان حک شده است، یاداور نسلی است که هزاران پیام را در نگاهشان می توان دید، این سرداران شهید که امروز با نگاه هایشان ما را دنبال می کنند اگرامروز خود دراین شهر قدم می گذاشتند چه حس حالی داشتند؟

شهید مرتضی آوینی ازهنرمندانی است که بسیاری او را با هنر فیلم سازی عجین می دانند، چرا که تمامی آثارش که مهمترین آن روایت فتح است در عرصه هنر، فضای روح هنر اسلامی را به نمایش می گذارد،به گونه ایی که در آثارش برای رسیدن به هنر اسلامی، تمامی مراحل را از غرب تا قرب با هنرش تجربه کرده است

مرتضی آوینی معماری است که روح معمارانه اش را در فضای فیلم سازیش بسیار خوب به نمایش می گذارد، وی نگاه معمارانه فیلم سازان را لازمه رسیدن به هنری متعالی وبدور از تقلید از غربیها می داند. وی در مقاله "مونتاژ به مثابه معماری سینما " حضور روح معمارانه را در دنیای سینما واجب ودر غیر این صورت تقلید را امری لاغیر می شمارد، شهید آوینی در ابتدای این مقاله می آورد: عوام الناس غالباً«من قال» می نگرد نه به «ما قال» اگر چه فرموده اند اُنظُر اِلی ما قالَ وَ لا تَنظُر اِلی مَن قالَ. والبته در غالب موارد چاره ایی هم جز این نیست، تشخیص حق از لاحق«عقل تشخیص» می خواهد وآن کس را که از این عقل بهره ایی نیست،چاره ایی نمی ماند جز آنکه به تقلید روی بیاورد.

 نباید فراموش کرد این هنرمند شهید اگر چه زیاد از اصطلاح«هنر اسلامی» در آثارش نام نمی برد اما آنچه هست این است که او هنری را معرفی می نمایاند که معماریش را با روح اسلامی- ایرانی طراحی می کند.

این شهید هنرمند در ادامه مقاله خود تأثیر روانی نامهای مشهور را در پوشاندن "عقل تشخیص" بسیار مهم قلمداد می کند وادامه می دهد: تأثیر روانی نامهای مشهور معمولاً "عقل تشخیص" را می پوشاند وانسان را پیش از آنکه فرصت قضاوت پیدا کند در مقابل شهرت گوینده خاضع می سازد. می گویند فلان کس اینچنین گفته است ونام بلند آوازه «فلان کس» قدرت تشخیص را از شنونده باز می گیرد واما باز هم برای رفع هر گونه شبهه جای این تذکر باقی است که در مقابل عمل عموم مردم را چاره ایی جز تقلید ار بزرگان نیست واین حقیقت را انسان به حکم فطرت جمعی وخردی بازمی یابد. اما بر ما تقلید از غربی روا نیست، چرا که تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست.

شهید مرتضی آوینی در مقدمه مقاله "مونتاژ به مثابه معماری سینما " در ابتدا هیچگونه اشاره ایی را اختصاصاً بر سینما ندارد بلکه پیامی را برای تمامی آموخته های ایرانی می آورد تا خود علمی را بر مبنای اساس ایرانی اسلامی تولید کنند، که در این مسیر هنرمندان بیش از دیگر ارکان اجتماعی وظیفه انتقال باورهای دینی وملی را بر عهده دارند، در این مسیرهنرمعماری که نشأت گرفته از روح انسانهای هرجامعه است ومعرف فرهنگ و ارزش های مردمانمان، امروز بیش از دیگر عرصه های هنری نیاز به همخوانی با نگاه شهید آوینی دارد نگاهی که می توان آن را در مقالات وآثار وی بدرستی درک وبررسی کرد.

این هنرمند معمار، در این مقاله، معماری فیلم را در مونتاژ آن می داند ومعتقد است:  واقعیت سینمایی، یعنی واقعیتی که در فیلم عرضه می شود، چه در زمان و چه در مکان از واقعیت معمول متمایز است. معماری این واقعیت نهایتاً در مونتاژ شکل می گیرد و اگر مونتاژ را بدین معنا بگریم، دیگر منتهی به عمل تقطیع و سرهم بندی نماها نمی شود و با دکوپاژ و میزانسن نیز ارتباطی کاملا فعال خواهد یافت. بدین معنا، مونتاژ دیگر عملی نیست که فقط به مونتور، آن هم بعد از پایان فیلم برداری مربوط شود، بلکه منتاژ اصلی توسط کارگردان و در طول تمام مراحل تولید فیلم انجام می گردد. اگر کارگردان بتواند همه چیز را در فیلم نامه پیش بینی کند، دیگر کاری برای موتور باقی نمی ماند جز عمل فیزیکی برش و سر هم کردن نماها.... اما مگر همه چیز قابل پیش بینی است؟

وی در ادامه مقاله با مقایسه نگاه معمارانه و ساخت فیلم مناسب معتقد است: معمار تصور اولیه را که در ذهن دارد رفته رفته پرورش می دهد و به فضای مورد نظر خویش شکل می بخشد و فیلمساز نیز اینچنین است: تصورات و تخیلات ذهنی خویش را رفته رفته توسط قواعد بیانی سینما تعیین خارجی می بخشد. فیلم همراه با کارگردان و تجربیات بیرونی و تحولات درونی او متکامل می شود و اگر مونتاژ را به مثابه معماری سینما اعتبار کنیم، از آغاز تا پایان، سایه می اندازد.

در ادامه مقاله شهید آوینی تعریف معماری مکان را در مقایسه میان فیلم سازان غربی وایرانی متفاوت می داند چرا که مکان زندگی در جامعه ایرانی هرگز مبین روح آنها نیست در صورتی که در فیلمهای غربی مکان ها همواره جزئی از شخصیت انسانها هستند و یا به عبارت بهتر، گویی باطن شخصیت ها در مکان ها انعکاس یافته است.

در این مقاله تفاوت تعریف مکان در معماری وفیلمسازی مورد توجه این استاد معمار قرار می گیرد ومعتقد است:

 شهرهای امروز نیز انعکاس باطن بشر امروز در خارج از خویش هستند. هندسه تحلیلی دکارت اکنون جزئی از فرهنگ ما شده است و همین فرهنگ است که شهرها را شکل بخشیده، اما این مسئله همواره در افراد و جزیئات مصداق ندارد همانطور که عرض شد، زندگی شهر ما و معماری فضاهایی که در آن زندگی می کنیم، در غالب موارد تابع عوامل ناخواسته ای است که ما را در جهات خاصی میرانند.آنچه که معمار را هدایت می کند تصور غایی است که از فضای مورد نظر خویش در ذهن دارد . بسیار کم اتفاق می افتد که در پایان کار، فضایی ساخته شده مطلقاً با آن تصور غایی معمار انطباق داشته باشد؛ اما فضا و مکان در سینما ماهیتی مجرد، مطلق، آرمانی و رویایی دارد و از این جهات به فضاهایی که در رویاها می بینیم شباهت می یابد. مکانهای رویایی نیز همواره به کیفیات باطنی ما اشاره دارند و فی المثل صورت آرزوهای ما را گرفته اند.

"مونتاژ به مثابه معماری سینما " یکی از مقالات شهید آوینی است که در آن این هنرمند معمار، فیلمسازی را با نگاهی معمارانه موفق و در غیر این صورت آن را امری تقلیدی از دنیای غرب محسوب می کند وی در جایی دیگر در این مقاله نقطه تشابهه معماری وفیلمسازی را مورد توجه قرار داده ودر آخر مقاله معتقد است: خلاقیت فطری انسان در معماری ظهوری تمام دارد و از این لحاظ، لفظ «معماری» را به صورتی استعاری برای همه افعال خلاقه به کار می برند، تا آنجا که حتی آفریدگار متعال را «معمار هستی» می نامند و عمل خلقت را «معماری هستی».فیلمساز نیز دست انداکار «خلق واقعیتی رویایی» است و از این لحاظ، کار او با معماری قابل قیاس است. منتها از آنجا که فیلم باید همه اجزای واقعیت را دارا باشد، کار فیلمساز فقط به خلق فضا ختم نمی شود؛ زمان، مکان، اشخاصو وقایع فیلم، مخلوقات فیلمساز هستند که از طریق نشانه ها و قواعدی خاص در فیلم ظاهر می شوند و با سمع و بصر دریافت می گردند. وجه المقایسه، «هندسه معماری» است، نه معماری به مفهوم عام.

 شهید مرتضی آوینی که دارای فوق لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی بود هیچگاه آموخته های معماریش را فراموش نکرد بلکه معماری را در خدمت پیام رسانی برای ارزش های دفاع مقدس بکارگرفت ودر فضایی آمیخته با واقعیت های جامعه توانست هنري که پس از شهادتش نيز هنوز ماندگار است و منبع و مرجعي براي تمامي هنرمندان گرديده است به یادگار بگذارد. با این تفاسیر نباید فراموش کرد که شهید مرتضی آوینی بزرگ معمار ثبت هشت سال قهرمانی این مزروبوم، هنر مند واقعی را اینگونه تعریف می کند «هنرمند بايد اهل درد باشد و اين درد نه تنها سرچشمة زيبايي و صفاي هنري، بلکه معيار انسانيت است. آدم بي‌درد هنرمند نيست که هيچ، اصلاً انسان نيست»