چه بودیم و چه شدیم؟

چه بودیم و چه شدیم؟

مهندس افتخارزاده در برنامه سفید عنوان کرد: چه بودیم و چه شدیم؟ سفید ویژه معماری...
روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع

روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع

در سفید معماری عنوان شد روایت روزهای جنگ در موزه های دفاع... سفید چهاردهم اسفند ماه...
رضایت از کیفیت زندگی  در آشفتگی و نابسامانی امروز

رضایت از کیفیت زندگی در آشفتگی و نابسامانی امروز

بررسی کیفیت زندگی انسان و مقررات معماری در برنامه سفید- ویژه معماری رضایت از کیفیت...

مقاله المان ، شهر ايراني ،اسلامي نياز جامعه امروز را پاسخگو باشد .

 دکتر محمد مهدی محمودی استاد معماری پردیس هنرهای زیبا ، فقدان واژه امروزی را در تعریف المان شهر ایرانی – اسلامی بسیار مهم می داند ومی گوید؛ المان در شهرهای دنیا بسیار تأثیر گذار است چرا که  به عنوان شاخصی محسوب می شود که شهروندان در یک شهر می توانند جا ومکان والبته هویت شهری خود را با آن المانها تعریف کنند این ادعا می تواند سلسله جوار زاگرس باشد که المانی طبیعی است وافراد توسط آن می فهمند کجای شهر هستند واین تأثیر گذار در ذهن مردم است. از سوی دیگر المانهای ساخته شده در هر شهر که توسط معماران طراحی می شود وبه نوعی می توان آن را آینه جامعه دانست، چرا که معماری باید یک نگرش به شهروند بدهد، حال در طراحی شهری با الگوی معماری ایرانی- اسلامی بسیاری مسیر اشتباه را طی می کنند وآن این است که فکر می کنند معماری اسلامی یعنی معماری صفویه ویا قبل از آن به نظر من به معماری ایرنی –اسلامی باید نکته مهم دیگری افزوده شود وآن واژه "امروزی" است. المان، "شهری ایرانی- اسلامی وامروزی" باید نیاز جامعه امروزرا پاسخگو باشد چرا که تقلید از معماری گذشته به عنوان الگوی معماری ایرانی - اسلامی نمی تواند جوابگوی رفتارهای مدنی امروز باشد همانطور که تقلید از معماری جوامع دیگر نیز نمی تواند پاسخگوی نیازهای جوامع ما باشد البته شاید آن معماری در جوامع خودشان خوب جواب دهد اما یقینن نمی تواند در رفتار مدنی جامعه ما تعریف شود پس در نتیجه در داشتن المان مناسب برای شهری با الگوی مناسب ایرانی – اسلامی والبته امروزی باید به ارتباط  فضاهای عمومی ،عناصر شهری ورفتار مدنی توجه کرد.

فضاهای عمومی ورفتارهای شهری تأثیری دوجانبه دارند

محمودی، عضو انجمن مفاخر معماری در ادامه تاثیر دوجانبه رفتارهای مدنی والمان ها را در جوامع مختلف مورد بررسی قرار داد وگفت؛  من اعتقاد دارم فضاهای عمومی ،عناصر شهری ورفتار مدنی یک ارتباط متقابل دارد، باید در نظر داشت که همیشه فضاها یک ارزش خوب معماری وشهرسازی دارند که باعث می شود افراد به آنجا تعلقات پیدا می کنند این "خوب "می تواند طبیعی ،معماری یا مذهبی باشد.بناهای با ارزش معماری دارای یک فضای مناسب هم هستند ودر نتیجه بیشتر اتفاقات مهم می تواند در این فضاها رخ می دهد از عزاداریهایی چون عاشورا گرفته تا مناسبت های شاد،این فضاها در مقیاس کوچک از زمان گذشته در معماری ما حضور داشتند که با عنوان مرکز محله تعریف شده است ویا امروزه در مقیاس بزرگتر همانند محور انقلاب،میدان نقش جهان، میدان آزادی و... تعریف می شود.

البته نباید فراموش کرد که در برخی مواقع اتفاقی که در یک مکان رخ می دهد می تواند برای آن بنا نیزهویت ساز وباعث ماندگاری شود هر چند آن بنا ویا المان شهری دارای ارزش معماری خاصی نباشد همانند میدان ژاله سابق که نه بدنه شهری زیاد جالبی داشت ونه المان خاصی ولی با رخداد 17 شهریور دراین فضا ، میدان شهدای امروز ساخته ودر اذهان مردم ماندگار شد وهمچنین میدان تحریر مصر که نقطه جنبش مصر محسوب می شود این میدان از لحاظ معماری دارای ارزش خاصی نیست ولی جنبش های رخ داده در آن باعث ماندگاری نام وشهرت این فضا شده است از نظر من فضاهای عمومی ورفتارهای شهری تأثیری دوجانبه دارند.

مهمترین المانهای شاخص مقیاس واندازه امروزی در شهر تهران برج میلاد است ولی بزرگترین ضعف این المان شهری در مورد شکل گیری رفتارهای مدنی است که جایگاهی بسیار کمرنگ در میان شهروندان دارد برای مثال بهتر است با این مثال بحث را باز کنم که اگر بخواهید میان برج میلاد وبرج آزادی به عنوان یک المان یا عنصر شهری اثر بهتر را انتخاب کنید می توانید در میان گفتمان شهروندان المان موثرتر را پیدا کنید، آنجا که برای مشخص کردن هر فضا در شهر تهران برج میلاد نشانه گرفته می شود، "آن سوی ویا این سوی میلاد " ویا ارتفاع این برج که از هر جایی دیده می شود،پس باید گفت این المان شهری بیش از برج آزادی می تواند ویژگی یک المان شاخص را داشته باشد، ولی این المان شهری برای تبدیل شدن به معرف شهر تهران باید مشخصه دیگری نیز داشته باشد وآن ارتباط برقرار کردن شهروندان با این المان شهری است که در این مسیر برج آزادی جایگاهی بالاتر از برج میلاد دارد. در حقیقت برج میلاد به دلیل نداشتن مسیر عبور ومرور پیاده رو وعبور کمتر مردم وقرار گرفتن این برج در میان بزرگراه واز سوی دیگرهرچه به این برج نزدیک تر می شوید المانهای شهری وجود دارد که می تواند جلوه این برج را کمتر نشان دهد ولی برج آزادی در محوری قرار گرفته که همیشه دیده می شود چرا که فضاهای خالی آن بسیار زیاد است حتی در طراحی نوع پوشش گیاهی آن هم دیده شده است بطوریکه در طراحی فضای طبیعی مثل درختچه های اطراف آن در نظر داشتند که نباید این فضا باعث کم رنگ شدن برج شود.نمونه دیگر المان شهری در تهران حسینیه ارشاد است این بنا در فضایی بسیار مناسب قرار گرفته که اگر طراحان آن این بنا را با کوچکترین تغییری در غیر از جای کنونی می ساختند گنبد این حسینیه نمی توانست به عنوان المان شهر دیده شود.از نظر من این المانهای شهر تهران می توانند تا حدودی ویژگی یک المان شهری موفق در معماری را داشته باشند.

 نشان پایتخت در این غبار آلوده شهر گمشده است،به نظر می رسد در این روزها معماری وعملکرد فضاهای مسطح همانند پارک ها بیشتر خود را در دل شهر والبته شهروندان جا داده اند تا بدین وسیله آرامش خاطر را برای مدت کوتاهی به همراه داشته باشند.